ميرزا محمد على وفا زواره اى

49

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

جمع آمدن شعرا و مداحين گرد سيّد ، كم‌كم رشك برخى را برانگيخت و ازاين‌رو زمزمه‌هايى را عليه او آواز دادند از جمله ، او را پشت سر محكوم كردند كه دوست دارد ، ستايشش كنند « 1 » و هواى نفس ، او را برانگيخته كه شعرا را پيرامون خود ، گرد آورد . در گوشه‌هايى از اين تذكره ، آثار مجادلهء شديد وفا زواره‌اى با يكى از مخالفين شاعرپرورى سيّد ، و نيز مجاب كردن او و اقامهء دلايلى چون « تأسّى سيّد در اين كار به پيامبر ( ص ) كه حتى كعب بن زهير مهدور الدم را نيز به خاطر قصيده‌اى بخشيده و برد يمانى خود را به او صله داده » ديده مىشود . « 2 » سيد نيز بىتوجّه به اين زمزمه‌ها ، با پيروى از نياى خود ، پيامبر ( ص ) و مانند بزرگان و واليان ، شعرا را زير سايه تأمين و حمايت خود مىگرفت و آنان را به اشكال گوناگون مىنواخت و اين را منافى تشرّع و تعصّب دينى نمىدانست . اما بنا بر نقل منابع ، تا آخر عمر نيز خلق ممدوحين را پيدا نكرد و همواره از زاهدترين بندگان بود . اختيار - پسر شهاب ترشيزى - وقتى مىخواهد تشرع سيّد را به گونه‌اى شاعرانه ، بيان كند ، مىگويد : هنگام شام ، بر افق ، از شرم ننگرد * كو را چرا شباهت صهباى احمر است ! ؟ به‌هرحال چنين نوازش‌هايى بود كه موجب تشويق شاعران و اديبان مىگشت و فرزانگانى چون سروش اصفهانى ، در زير سايهء او به آفرينش ادبى خود ، دست يافتند كه در جاى خود به آن اشارت مىرود . برخى ديگر نيز مانند صفا - كاتب تذكره - بودند كه « از اوان جوانى ، زير چتر سيّد بود و به شغل ترسل و نامه‌نگارى سيّد ، مشغول و سيّد تمام ما يحتاج و لوازم زندگى را به اضافهء يك‌خانه و يك همسر ، برايش فراهم ساخت . « 3 » » نمونهء ديگر سيّد محمّد على حربا بود كه در نتيجهء ازدواج و عيالوارى ، ديونى سنگين پديد آورده بود و سيّد همه را پرداخت . « 4 » و يا دريازده‌اى هندى را تكفل كرد و بعد هزينه سنگين سفر هند او به همراه خانواده‌اش را پرداخت . « 5 » ازاين‌رو ، برخى از صاحب منصبان حكومت نيز ، كه از سياست و

--> ( 1 ) - البتّه سيّد پيش از تأليف تذكره هم مخالف داشت . بعيد نمىنمايد ريشه برخى از اين اشكال‌تراشىها از سوى آنان بوده باشد . از جمله شيخ محمّد رفيع گيلانى و حاج زين العابدين شيروانى . ( 2 ) - مآثر الباقريّه ، ص 170 ( 3 ) - پيشين ، ص 94 ( 4 ) - پيشين ، ص 184 ( 5 ) - پيشين ، ص 104